تبليغاتX
كتيبه سلوك(شعر- نثر-مقاله)
جمعه 30 فروردین1387
ای بهترین سایه روشن.....

 

 

اين هم دو شعر تقريبا قديمي تقديم به

 همه عزيزانم

 

(1)

 

تا روبرويم نشستي اي سايه بي نيازي

خورشيد ما دست بر داشت از مشرق تركتازي

 

من آسمانت شدم تا با كارواني پرستو...

تصوير پرواز ها را روي هوايم بسازي

 

من آسمانت شدم تا با صد هزاران پرنده

سمت كران هاي آبي سمت بهارم بتازي

 

اما نشد يك سبد از آوازهايت بچينم

ما را زهم دور كردند مثل دو خط موازي

 

اي بهترين سايه روشن در قاب هاي دل من

عشق است تسكين روحم هر چند عشق مجازي

 

شادي حرام نگاهم وقتي كه لبريز دردي

وقتي به غم هاي نابت جان مرا مي گدازي

 

اي كاش باران بگيرد بر اين كوير سترون

برحجم اين وحشتي كه ما را گرفته به بازي

 

سخت است تاريكي دل اي كاروان يك دو منزل

بايد بخوانم به سمت آيينه هايت نمازي

 

(2)

 

 سرو زيبا شده از شكل خراميدن تو

شعله پر مي كشد از شيوه خنديدن تو

 

پشت اين پنجره ها سايه بي خوابي من

به دعا با تو نشسته ،به پرستيدن تو

 

پر شعرم همه شب،گرچه بساطم خالي ست

همه دارو ندار دل من ديدن تو

 

آفتابم ! نکند نور تو کمتر بشود

ابر ها باز بيايند به دزديدن تو

 

بايد اين آينه ها را بتكانم از شب

شعله روشن كنم از جلوه خنديدن تو

 

تو بيايي وبه داد دل شعرم برسي

عشق زيبا شود از جاذبه ديدن تو

 

 

                             فاطمه تفقدي

 

نوشته شده توسط سماء تفقدی در | | لینک به این مطلب