امشب جنگلي حريق در صداي من ، سر بر
مي دارد 0چرخ مي خورم با غزل در خيابان
سيب0
اين ايمان هاي غم زده سجده ها را
تحريم كرده است0
كجاست خيمه زينب ؟ كجاست قيام نگاه؟
كجاست محشر واژه ها تا زبان گزاف همه هذيان ها
را به طوفان بنشيند؟
امشب ققنوس از من سر بر مي كشد ،
وبغل بغل پرنده به چشم هايم رجعت
مي كند 0 خيال هاي فرو خورده ام را
مرور مي كنم ، تو واقعيت داري
وما هماره تو را با خيال پرور ده ايم 0
امشب بساط غزل بر پا كرده ام 0چه لهجه اي
دارد غروب ، نمناك وسوگوار0
چقدر سخت است تكلم تنفس ، چقدر سخت
است گريستن برشانه هاي غيرت...
چقدر سخت است محبوس صاعقه و
فاصله بودن 0
مولا مرا تاب بياور 0000
مولا اين روزها مرا تاب بياور000
فاطمه تفقدي
السلام عليك يا مولاي تشنه لب تمام قصيدگان
بي پايان تاريخ!
السلام عليك اي عاشق ترين نور ! اي كامل ترين
سكر پرستش !اي حامل ترين خورشيد!اي
حيرت ترين تشعشع!اي تسليت ترين سوك!اي
مرقد ترين ضريح!
اي عصيان ترين ستيزه با تمامي جهل هاي
مركب تاريخ!اي تغزل ترين سرخ !
گوشواره اي مي خواهم تا كشيده شود 0 گونه اي
مي خواهم تا نداشتن تو را سيلي بخورد 0
سري مي خواهم كه نداشتنت را هي كتك بخورد000
هي كتك بخورد000 هي كتك بخورد000 و
بعدسه سالگي اش را ميان هلهله هاي مبتذل
جهالت ،دوام نياورد0محملي مي خواهم تا نظاره كنم
تند باد هايي را كه زينب در آغوش گرفت كه
مبادا 000خدايا 000خدايا000خدايا0
ببين هر سال عاشورا به ياد تو طبل اندوه
مي كوبند وپادشاهي تورا در تمام زمين نقاره
مي زنند 0
چه رقص موقري ست پايكوبي ودست افشاني
براي تو0
فاطمه تفقدی
